X
تبلیغات
وبلاگ منتظرالمهدی

وبلاگ منتظرالمهدی

بااومدن به این وبلاگ پابه دنیای جدید ی می گذارید !

 

نایت اسکین

 

دفترچه قسط هایم را ورق می زنم ، تمامی ندارد !

تا آخر عمر بدهکار رحمتت هستم ای خدا ی مهربان .

 

نایت اسکین

پروردگارا ! تو همانی که ما می خواهیم و کمکمان کن که ما هم همانی شویم که تو می خواهی !

 

نایت اسکین
 
خدایا ! تا پاکم نکردی خاکم نکن !
 
 
نایت اسکین
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1392ساعت 1:26 توسط حدادی|

 

نایت اسکین

می گویند : سال ها پیش کودکی بر پشت بام یکی از خانه ها بازی می کرد . ناگهان بر لب بام آمد و

درمقابل چشمان وحشت زده مردم ، به پایین پرتاب شد .مردی که درحال عبور بود ، نگاهی به

آسمان کرد و فریاد زد : او را نگه دار!

و کودک میان زمین و آسمان ماند و آن مرد به آرامی کودک با بغل کرد و زمین گذاشت .

مردم دور او را گرفتند و به گمان این که او فرشته یا ملکی نجات دهنده است ، دورش حلقه زدند

و هرکدام صفت عجیبی برای آن مرد ذکر کردند .

وقتی آ ن مرد اصرار مردم را دید که می خواهند راز این کارش را بدانند گفت : من سالهاست که

سخن خدا را گوش می دهم . خداگفته است : آنچه فرمان داده ام گوش بده و آنچه را گفته ام

انجام ندهی ، انجام نده !من هم گفت : چشم !!

من چهل سال سخن او را گوش کردم ، حالا هم او یکبار سخن مرا گوش داده است . همین !

نایت اسکین

منبع : کتاب : دوستی که هیچ وقت نمی میرد!

نایت اسکین
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1392ساعت 1:19 توسط حدادی|

 

نایت اسکین

یک بار که موسی علیه السلام در حال خواندن تورات بود ، شخصی از شدت شوق و علاقه به خدا

بی اختیارپیراهن خود را پاره کرد !

موسی علیه السلام پرسید : چه می کنی ؟

آن مردگفت : از شوق پیراهن برتن پاره می کنم .

موسی علیه السلام گفت :از سرعشق دل را پاره کن ، نه پیراهن را !

 

منبع : کتاب دوستی که هیچ وقت نمی میرد !

نایت اسکین
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1392ساعت 1:10 توسط حدادی|

 

نایت اسکین

غلامی با صاحب خود در حال عبور بود که به مسجدی رسیدند . غلام داخل مسجد شد وارباب که

علاقه چندانی به مسجد نداشت ، همان بیرون منتظرغلام شد .

مدتی گذشت و غلام از مسجد بیرون نیامد . ارباب فریاد زد: ازمسجد بیرون بیا!!

غلام گفت : نمی گذارند !

ارباب که تعجب کرده بو د ، گفت : چه کسی نمی گذارد بیرون بیایی ؟

غلام گفت: همان کس که نمی گذارد تو داخل بیایی!!!

 

منبع : کتاب دوستی که هیچ وقت نمی میرد !

نایت اسکین
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1392ساعت 1:4 توسط حدادی|

نایت اسکین

روزی حضرت موسی علیه السلام دندان درد شدیدی گرفت وهرچه کرد درمان نشد . به درگاه

خداوند پناه برد و خداوند او را به دارویی دردل کوه راهنمایی کرد .

موسی علیه السلام به کوه رفت و آن گیاه را یافت و اندکی از آن را خورد و بعد از چند لحظه دندان

دردش خوب شد . اما بار دیگر که موسی علیه السلام دندان درد گرفت ، به سراغ آن گیاه رفت ، هر

چه کرد درمان نشدو فایده نداشت .

وقتی از خداوند علت آن را پرسید وگفت چرا دفعه ی قبل خوب شدم ولی این بار فایده نمی دهد ؟

خداوندگفت : بار نخست به امید ما رفتی ، اما این بار به امید گیاه رفتی و از ما غافل بودی !

 

منبع : کتاب دوستی که هیچ وقت نمی میرد

نایت اسکین
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1392ساعت 0:58 توسط حدادی|


آخرين مطالب
» نیایش با معبود !
» کودک ومرد
» پیراهن !
» مسـجـــــــــــــــــــــد!
» گیــــــــــــــــــــــــاه !
» مرگ و زندگی !
» راه اندازی وبلاگ جدید بهترین دوست!
»
» منطقه ی ورودممنوع !!
» کودک و خدا

Design By : Pichak