تبليغاتX
وبلاگ منتظرالمهدی

وبلاگ منتظرالمهدی

بااومدن به این وبلاگ پابه دنیای جدید ی می گذارید !

اللهم عجل لولیک الفرج

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظه ی باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

 

http://bestsentence.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 13:14  توسط حدادی  | 

از خدا پرسيدم:

خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،

با اعتماد زمان حالت را بگذران

و

بدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است

فقط

اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

·مهم اين نيست که قشنگ باشی ،

قشنگ اين است که مهم باشی!

حتي برای يک نفر

·مهم نيست شير باشی يا آهو

مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کنی

كوچك باش و عاشق...

كه

عشق می داند آئين بزرگ كردنت را

· بگذارعشق خاصيت تو باشد

نه

رابطه خاص تو باکسی

· موفقيت پيش رفتن است

نه

به نقطه ي پايان رسيدن

· فرقى نمي كند گودال آب كوچكي باشي يا درياي بيكران...

زلال كه باشي، آسمان در توست
خداوند از تو سوال نمی کند؟؟


خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو

خواهد پرسیدکه چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد

پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو

خواهدرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو

خواهدپرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد

پرسیدآیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد

پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو

خواهدپرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید

که چگونه انسانی بودی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی

رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به

عمارت بهشتی خود خواهدبرد.


خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه

خواهدپرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس

شرمندگی می کردی؟
چی می شد اگه خدا

امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشكر کنیم .

چی می شد اگه خدا

فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم .

چی می شد اگه خدا

امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم .



چی می شد که دیگه

شكوفا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شكر نکردیم .



چی می شد اگه خدا

عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم .



چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم .



چی می شد اگه خدا

امروز به حرف هامون گوش نمی کرد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم

چی می شد اگه خدا

خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون به یادش نبودیم

چی می شد اگه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 10:48  توسط حدادی  | 

خواب عجبیب!

 

خواب عجیب !

روزی مردی خواب عجیبی دید. او در خواب دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنان می نگرد هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند باز می کنند و آنها را درون جعبه ای می گذارند.


مرد از یکی از فرشته ها پرسید: شما چه کار می کنید؟!
فرشته در حالی که نامه ای را باز می کرد گفت:
اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خدا را از پیک ها تحویل می گیریم.


مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشته ها را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شما چه کار می کنید؟!
یکی از فرشتگان با عجله پاسخ داد: اینجا بخش ارسال است. ما الطاف و رحمت های خداوند و خبر مستجاب شدن دعاها را برای بندگان به زمین می فرستیم.


مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب ازفرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟!
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باشد، باید جواب بفرستند ولی فقط عده ی بسیار اندکی جواب می دهند.
مرد پرسید: مردم چگونه باید جواب بفرستند؟!
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده است فقط کافیست بگویند:
خدایا شکر

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05631579290454579602.gif

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 12:16  توسط حدادی  | 

خداوندا مانمی توانیم دعا کنیم !

به نام آنکه  هر چه داریم و هر چه هستیم از اوست

 

خداوندا ما نمی توانیـم به درگاه تـو دعا کـنیم
تا جنگ را پایان بخشی،
زیرا می دانیـم دنیا را
 به ایـن شکـل آفـریده ای و انسان
 خود قادر است جادۀ صلح را هموار
 کند.

خداوندا ما نمی توانیم دعا کنیم قحطی و گرسنگی را
 از بیـن ببـری، زیرا
 مـنابعی به ما عـطا کرده ای که در
 صـورت استفادۀ عاقلانه از آن می
 تواند تمام دنیا را تغذیه
 کند.

خداوندا ما نمی توانیم دعا کنیم
تبعیض نژادی را  ریشه کن کنی،
زیرا به ما دیدۀ بصیرت داده ای
تا بتوانیم خوبی ها ی تمام انسانها را ببینیم.

خداوندا ما نمی توانیم به درگاهت دعا کنیم
 به ناامیدی هایمان پایان بخشی،
زیراتوانایی از بین بردن
 نابسامانی ها را به ما
 عطاکرده ای.

خداوندا ما نمی توانیم دعاکنیم
بیماری را ریشه کن کنی،
زیرابه ما قدرت تفکرداده ای
 تابه وسیلۀ آن راه علاج بیماریها
 راکشف کنیم.

بنابراین به درگاهـت دعا خواهـیم کرد،
به ما شـهامـت،قـدرت،اراده،آگاهی
 ،عـزمی راسـخ،صبـر،ایـمان وتاب
 تحمـل سخـتی ها را عطا کنی تا
 دیگـرلازم نباشـد بگوییـم،خدایا
 ما را به آرزوهایمان بـرسـان !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 12:12  توسط حدادی  | 

بــــــــــــــــرترین!!!!

وبلاگ برترین

باعرض سلام مجدد خدمت شما دوستان عزیز .

شما رو آشنا می کنم با یه وبلاگ به نام وبلاگ برترین .

این وبلاگ....

اااااااا....خیلی زرنگید برید خودتون ببینید .

البته لازم به ذکره که این وبلاگ تازه تاسیسه و...

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 11:43  توسط حدادی  |